رائول گونسالس بلانکو کاپيتان افسانهاى رئالمادريد که تا پايان هفته پنجم خوش درخشيده و 2 گل زيباى او مقابل اتلتيک بيلبائو به احتمال فراوان هنوز از خاطر فوتبالدوستان به خصوص هواداران فوتبال اسپانيا پاک نشده است در آستانه ديدار حساس رئالمادريد مقابل المپياکوس در سانتياگو برنابئو مهمان الموندو دپورتيوو است. او بارها در مصاحبههاى طولانى خود از زندگى شخصي، گذشته، حال و آينده رئالمادريد و همچنين خودش گفته و نيازى نيست با سئوالهاى تکرارى او را آزرده کنيم به همين خاطر سعى شده تا در اين مصاحبه سئوالاتى جديد و خواندنى مطرح گردد تا رائول حرفهاى جديدى براى هوادارانش بازگو کند.
از ديد تو بهترين دروازهبان جهان کيست؟
چنين سئوالى مىتواند بسيار معنىدار باشد، آن هم در آستانه ديدار رئال مادريد مقابل المپياکوس! همانطور که مىدانيد ايکر کاسياس يک دروازهبان بزرگ است که بارها با فداکارىهاى خود ما را از سختترين افت و خيزهاى تاريخى نجات داده اما به دليل ناکامىهاى اخير در چند هفته لاليگا و بازى مقابل ليون تا حدودى روحيه اصلى و هميشگى خود را از دست داده است. بنابراين پاسخى که به شما مىدهم متأثر از چنين روندى نيست و اگر رئالمادريد غرق در افتخار و پيروزىهاى پياپى بود نيز جواب من فرقى نمىکرد. به نظر من ايکرکاسياس بهترين دروازهبان جهان است و کافى است تمرينات خود را خيلى جدىتر پيگيرى کند. البته همزمان با آوردن نام کاسياس نامهاى بزرگى مثل کان و بوفون نيز در ذهن من تداعى مىشوند. هر دروازهبانى ويژگىهاى خاص خود را دارد.
در يکى از مصاحبههاى خود روبرتو کارلوس را بهترين مدافع جهان دانسته بودى آيا همچنان چنين نظرى داري؟
بله، دقيقاً همينطور است اما بهتر است در هر پستى به صورت کاملاً تخصصى برخورد کنيم. روبرتو کارلوس در جناح چپ يک امپراطورى تشکيل داده است و من کمتر چنين مدافعى ديدهام که بتواند جناح چپ خط دفاعي، خط هافبک و حتى گاهى خط حمله را نيز با نفوذهاى عجيب و ديدنى خود کاملاً و با اقتدار کامل پوشش بدهد. قدرت تشخيص کارلوس يکى ازويژگىهاى او است و من از پاسهاى به موقع و حرکتهاى زيبا و حساب شده او واقعاً لذت مىبرم.
قدرت پاهاى او به خصوص پاى چپ نيز بسيار بالاست و وقتى براى زدن شوت دورخيز مىکند، احتمال گل شدن آن بسيار بالاتر از گل نشدن آن ضربه است. کارلوس بهترين مدافع چپ دنياست.
و بهترين مدافعين در قلب خط دفاعى و جناح راست؟
خب، به هر حال، مدافعين اول و کسانى که اولين پاسها را برنامهريزى مىکنند معمولاً ستارگان کليدى براى تيمهاى خود محسوب مىشوند. بنابراين انتخاب يک مدافع آخر به عنوان بهترين در جهان کار بسيار سخت و مشخصاً سليقهاى است.
شايد به تعداد تيمهاى حاضر در سريA ايتاليا، مدافعين آخر باشکوهى در جهان داشته باشيم و يا در مورد فوتبال اسپانيا مىشود به فرناندو ايهرو اشاره کرد. در جناح راست نيز اجازه بدهيد بدون تلف شدن وقت به ميشل سالگادو اشاره کنم. انتخاب او به خاطر همتيمى بودن نيست بلکه ويژگىهاى جالب و منحصر بهفرد او باعث شده است تا اين ستاره را انتخاب کنم. اشتباه بخشى از فوتبال است و اگر چند اشتباه تاريخى و بزرگ ميشل را ناديده بگيريم او يک مدافع راست کامل و تمام عيار است.
و يک هافبک ايدهآل در سراسر جهان؟
به نظر من عده بسيارى از هافبکهاى جهان در عمل يا يک مدافع خيلى خوب هستند و يا يک مهاجم عالي! اما طبيعت فوتبال آنها باعث شده تا نه جرأت تهاجم کامل را داشته باشند و نه اينکه تصميم بگيرند به صورت کامل در خط دفاعى حاضر شوند. وظيفه هافبکها به خصوص هافبکهاى تهاجمى بسيار خطير است و گاهى نقشى که آنها در تيم ايفا مىکنند، توسط هيچکدام از ستارگان قابل انجام نيست. رونالدينيو ستارهاى که گاهى خود به خود يک مهاجم تمام عيار است در هر حال در پست تخصصى خود يک ابرستاره محسوب مىشود و به نظر من او بهترين ستاره دنياست. بازيهاى او را معمولاً تماشا مىکنم و حتى گاهى سعى دارم برخى حرکات او را در تمرينات تقليد نمايم. رونالدينيو يک ابر ستاره است و براى بارسلونا يک نعمت بزرگ محسوب مىشود.
و حالا به خط حمله مىرسيم. به عنوان يک غريبه و کسى خارج از دنياى فوتبال، بهترين مهاجم را چه کسى انتخاب مىکني؟
منظورتان را متوجه مىشوم چنين سئوالى باعث نخواهد شد تا من رائول گونزالس را انتخاب کنم. من مهاجم کوچکى نيستم و حق دارم پس از اين همه سال درخشش اينچنين در مورد خود صحبت کنم، اما هرگز خود را به عنوان بهترين مهاجم جهان انتخاب نخواهم کرد.
ستارگان بزرگى در چنين پست تخصصى حياتى و دوستداشتنى بازى مىکنند که نام هر يک بىاختيار باعث مىشود نخست او را نام ببريم. به عنوان مثال بزرگانى چون رونالدو، اتوئو، شوچنکو، آدريانو، غيره هر کدام واقعاً مىتوانند چنين لقبى داشته باشند. انتخاب بهترينها در جهان کار آسانى نيست و مشخص است که فيفا هر سال به خاطر اين مسئله از خيلىها چشمپوشى مىکند.
به سراغ رئالمادريد و لاليگاى 2005-2006 مىرويم، کاديس را شکست داديد.
مقابل اسپانيول و سلتا ويگو تن به شکست داده و اتلتيک بيلبائو و دپورتيوو آلاوس را با اقتدار کامل از پيشرو برداشتيد!
به اين سرعت نمىشود اين 5 هفته را خلاصه کرد. ما در هر کدام از هفتههاى لاليگا مشکلات خاص خود را داشتيم که بهتر است به همين بهانه در مورد آنها صحبت کنيم.
ديدار ما مقابل کاديس يک پيروزى باشکوه را در پى داشت، باشکوه بودن آن از اين جهت است که ما اصلاً با هم هماهنگى نداشتيم. من در يک تمرين 5/1 ساعتي، حتى يک پاس هم به روبينيو نداده بودم و حالا او در کنار من مقابل کاديس بازى مىکرد. در هر حال اين تيم را با قدرت کامل از پيشرو برداشتيم. شما خيلى خوب مىدانيد که شروع خوب در لاليگا تا چه حد اهميت دارد و چقدر مىتواند در بازيهاى آينده يک تيم تأثيرگذار باشد!
در بازى بعدى مقابل سلتاويگو شکست تلخى را تجربه کرديد. آيا تمام اين ناکامى به خاطر ناداورى رودريگس دومينگوئس بود؟
نه، هرگز مىخواهم اين را بگويم. به هر حال ما در سانتياگو برنابئو اصلاً خوب بازى نکرديم و روز، روز ما نبود، خطوط دفاعى بسيار ضعيف عمل مىکردند و ما هر چه تلاش کرديم با اشتباهات آنها از بين رفت اما قضاوت ناعادلانه داور آن مسابقه بىتأثير در شکست ما نبود. گل کاملاً سالم روبينيو را که بارها از تلويزيونهاى اسپانيا، ايتاليا و آلمان نشان داده شد و کارشناسى گرديد، آفسايد اعلام کرد و گل کاملاً ناسالم مردان سلتاويگو را سالم! اين دو اشتباه هرگز دو اشتباه کوچک نيستند و وقتى واقعبينانه به تيمى که ميليونها پوند خرج خود کرده و شروع محکم در لاليگا برايش بسيار حياتى است، نگاه کنيد متوجه مىشويد که قضاوت اشتباه يک داور مىتواند چه بلايى بر سر آن تيم بياورد.
در بازى با اسپانيول هم بعيد است بتوانيد همه چيز را به گردن داور بيندازيد!
اين را کاملاً قبول دارم. به هر حال ما در خانه حريف بازى مىکرديم و خوب بازى کردن در ورزشگاه مونتخوييس هميشه اتفاق نمىافتد. باز هم تأکيد مىکنم که در بازيهاى خود مقابل سلتاويگو و اسپانيول اصلاً هماهنگىهاى لازم را نداشتيم اما اين دليل نمىشود تا داور آن مسابقه پس از سوت پايان بازي، گل اسپانيول را که به طرز واضحى پس از تمام شدن بازى و به زمين خوردن توپ به ثمر رسيده است سالم اعلام کند. اين هم يکى ديگر از آن اشتباهاتى بود که به دستور پرس قصد ندارم آن را به موج آنتىمادريديسمو نسبت بدهم اما به هر حال همه اين حوادث به ضرر ما تمام شدند. شکستهاى پياپى روحيه ما را تخريب کرد به خصوص اينکه از ليون هم با نتيجه 3 بر صفر شکست خورديم و واقعاً وضعيت روحى ما در اردو اسفناک بود.
و 2 پيروزى ارزشمند!
بله، دو پيروزى بسيار ارزشمند در لاليگا ما را تا پايان هفته پنجم به رتبه سوم جدول هدايت کرد. ما در سانتياگو برنابئو موفق شديم باسک را با نتيجه 3 بر يک شکست بدهيم و اين پيروزى آسان به دست نيامد. ايکر کاسياس در آن شب فوقالعاده ظاهر شد و همه ورزشگاه او راستايش مىکرد. من در آن شب دو گل به ثمر رساندم که هر دوى آنها حاصل کار زيبا و هماهنگ ستارگان بزرگ رئال مادريد بود. پس از آن نيز به مصاف دپورتيووآلاوس رفتيم. بارسلونا در زمين آنها متوقف شده بودو لزومى نداشت مطبوعات قبل از بازى ما با آنها مدام از قعر جدولى بودن آنها صحبت کنند و قبل از بازى بارسا با آنها، آلاوس را مدعى قهرمانى بدانند.
در هر حال ما با اقتدار کامل و با 3 گل زيبا از رونالدو و گوتي، آلاوس را به راحتى شکست داديم. اين پيروزىها تداوم خواهد داشت.