سلام!
من تو اين وبلاگ می خوام از رائول بنويسم!بازيکنی که عاشقشم! امروز هم برای شروع از زندگينامه ورزشی رائول شروع کردم:

رائول گنزالس در ۲۷ ژون سال ۱۹۷۷ در شهر مادريد به دنيا آمد. قد: ۱۸۰سانتی متر - وزن: ۶۸ کيلوگرم
رائول بازی خود را از تيمهمسايه رئال يعنی اتلتيکو مادريد آغاز کرد. در سال ۱۹۸۹ در سن ۱۲ سالگی قرار دادی را با اتلتيکو مادريد کرد.مربی آن زمان رائول ، فرانسيسکو دی پائولا گارسيا حامی رائول در آن تيم بود. تيم وی در آن فصل ۳۰۸ گل به ثمر رساند که ۶۵ تای آنها را رائول به ثمر رسانده بود. ۸ گل در يک بازی
.
وقتی رئيس اتلتيکو خسوس جيل ، تيم نوجوانان اتلتيکو را منحل کرد، در ۱ جولای ۱۹۹۲ به تيم رئال پيوست.او بازيش را در تيم جوانان رئال آغاز کرد . در سال ۹۴ وقتی در تيم سوم رئال بازی می کرد مربی تيم اول رئال ، والدانو ، او را به تيم اول فرا خواند. در ۶ سپتامبر ۱۹۹۴ اولين بازی غير رسمی خود را در قالب تيم اول رئال در مقابل اويدو انجام داد. در همان بازی اول يک گل به ثمر رساند.دومين بازی رائول نيز بازی دوستانه ديگری در مقابل کارلسروهه بود که باز هم موفق به گلزنی شد.بازيهای درخشان وی ، والدانو را مجبور کرد که در تاريخ ۲۹ اکتبر در حاليکه تنها ۱۷ سال داشت ،از رائول در ترکيب اصلی تيم در ليگا استفاده کند.وی در کنار ايوان زامورانو زوج اصلی رئال را تشکيل داد.در اولين بازی رسميش در ليگا نتوانست گلی به ثمر برساند ولی بازی بسيار خوبی ارائه داد. يکشنبه آينده در مقابل اتلتيکو مادريد ، رائول بهترين بازيکن ميدان شناخته شد. هواداران رئال ديوانه وار رائول را تشويق می کردند و مجذوب بازي وی شده بودند.
والدانو برای اينکه شهرت و آوازه باعث غرور وی نشود در بازی بعدی اسم وی را در ليست ۱۸ نفره تيم قرار نداد. رائول به سرعت پله های رشد و ترقی را پيمود و اکنون تبديل به بهترين و محبوب ترين بازيکن رئال شده است، تا جائی که هواداران رئال نام تيم محبوب خود را Raul Madrid صدا می زنند
باشگاههای رائول :
۱۹۸۸/۸۹ سن کريستوبال
۱۹۹۰/۹۱ نوجوانان اتلتيکو مادريد
۱۹۹۱/۹۲ جوانان اتلتيکو مادريد
۱۹۹۲/۹۳ جوانان رئال مادريد
۱۹۹۳/۹۴ رئال مادريد زير ۱۹ سال
۱۹۹۴/۹۵ رئال مادريد C - رئال مادريد B
.../۱۹۹۴ رئال مادريد A
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رائول کسی که با همه فرق دارد
یك اسپانيايي به تاريخ پيوسته است. كاپيتان تيم پر از قهرمانان بزرگ، گلزن نامدار ليگ قهرمانان، داراي همسر و حساب بانكي نجومي. پس چرا او تا اين حد زندگي را سخت مي گيرد؟
رائول گونسالس بلانكو از مشهورترين مردان قهرمان و ورزشكار در جهان است. او گلهاي فراواني در ليگ قهرمانان به ثمر رسانده و 3 بار كاپ پر عظمت آن را بر بالاي سر خود گرفته است. او در اسپانيا از شهرت فراواني برخوردار است. زماني كه سر آلكس فرگوسن او را بهترين بازيكن دنيا ناميد، خيلي از منتقدان او در مورد اهانتها و تهمت هاي سرسام آور، سكوت اختيار كردند.
او خيلي جدي كار مي كند و در سختي ها همواره مي خندد. لبخند او نزد هواداران رئال مادريد بسيار معروف و دوست داشتني است. او در رئال مادريد يك بازيكن ثابت و حياتي است. او از 17 سالگي به يكباره در دنياي فوتبال شناخته شده و همگان بازي پا به توپ او را تحسين كردند.
فلورنتينوپرس هر سال يك ستاره بزرگ خريداري مي كند اما كدام ستاره پس از اين همه سال، جاي رائول را در قلب هواداران رئال مادريد و اسپانيا گرفته است؟
او زياد در محافل خبري و ورزشي حاضر نمي شود و دوست ندارد زياد مصاحبه كند و از حاشيه متنفر است. او مي گويد: «احتياجي به توجه سايرين ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند ، نه به خاطر شهرت، ثروت و قيافه».
او خيلي ساكت است، بسيار مؤدب و رقص تانگوي مثال زدني اي دارد، تانگوي او همان قدر زيباست كه حركات پا به توپش . اما برخلاف اين همه روحيه مثبت همراه با خنده و شادي كه از او شنيده بودم، وقتي وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خيلي غمگين به نظر رسيد. از او پرسيده ام كه آيا مشلي برايت پيش آمده يا خير؟ ولي او فقط سكوت كرد. سپس تنها چيزي كه به نظرم رسيد اين بود كه از او بخواهم بگويد سيب! كمي خنديد سپس باب مكالمه و گفتگو آغاز شد.
او همانطور كه توپ را كنترل مي كند، زبانش را نيز كنترل مي كند. بسيار منطقي و ساكت است. او در زمين لاس روساس كه رئال مادريد از فدراسيون فوتبال اسپانيا اجاره كرده است. هميشه آخرين نفري است كه از زمين خارج مي شود و در حالي كه ساير بازيكنان با بي.ام.و هاي خود به سرعت و با سر و صدا از ميان جمعيت عبور مي كنند، او صبر مي كند تا هيجانها فروكش كند و سپس از درهاي زرد پشتي زمين تمرين به آرامي و غرق در سكوت از آنجا خارج مي شود.
رائول با همه فرق دارد. وقتي مي خواهم از كارلوس بنويسم مي روم به سراغ صحراي افريقا؟ نه ببخشيد، سر بدون موي او و يا داندانهاي جالبش، درباره رونالدو از چيزهايي مثل هويج يا زانوي شكسته يا مردي كه ماهي يك بار زنش را طلاق مي دهد، درباره زيدان، خروسي كه گاهي عصبي مي شود، درباره بكام، هواپيماي جتي كه او را در عرض 3 ثانيه! به كره ماه مي رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترين است اما راستش را بخواهيد نمي دانم كه بايد درباره رائول چه بنويسيم! او دوست ندارد فيلم بازي كند يا در برنامه هاي تبليغاتي شركت داشته باشد. وقتي از او مي پرسم كه دوست داري اوقات گرانبهايت را چگونه بگذراني تا شايد سوژه اي به دستم بيايد او مي گويد: «دوست دارم پهلوي گرانبهاترين موجود دنيا يعني همسر زيبايم نشسته باشم و با او صحبت كنم. ديگر هيچ چيزي نمي خواهم» خوب، با اين همه احساسات كه نمي شود با سلاح قلم، بازي حاشيه اي كرد! سعي مي كنم با هنر خود او را تحت فشار قرار دهم تا شايد بشود مصاحبه را جنجالي كرد! اما سكوت او ربطي به مظلوميت او ندارد و خيلي هم روانشناسي مي داند و حساب شده محيط اطرافش را كنترل مي كند و اجازه نمي دهد كسي او را تحت فشار قرار دهد. راستي رائول يك موبايل جديد خريده است. گوشي آبي رنگش از كيف بغل او قابل رؤيت است اما آنقدر خشك و جدي نگاه مي كند كه خجالت مي كشم، يك خنده شبيه قهقهه از او راجع به موبايلش بپرسم.
موبايل كه نشد سوژه! چند ورق كاغذ هم در كيف او ديده مي شود، او يك شلوار جين پوشيده است كه رنگ آن تازه در اسپانيا و مخصوصاً مادريد مد شده است اين نشان مي دهد كه رائول به مد روز بودن هم خيلي اهميت مي دهد. او در سال 1997 ماه ژوئن و در شهر مادريد به دنيا آمده است. كاپيتان رئال از آتلتيكو مادريد شروع كرده است و خسوس خيل تا زماني كه رياست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تيم جوانان آتلتيكو پرورش داد.
او در سن 15 سالگي مجبور مي شود به خاطر شغل پدرش از شهر مانسانارس به كاستيانا نقل مكان كند. او در اين باره مي گويد: «خيلي شانس آوردم. سفر به كاستيانا باعث شد از آتلتيكوي تاريخي فاصله بگيرم و به رئال مادريد پناه بياورم. جايي كه منزل اول و آخرم شد و براي هميشه جاي آرامش و فوتبال حرفه اي خود را يافتم.»
خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمي و بزرگ آتلتيكومادريد هستند و در دربي هاي بزرگ مادريد، آنها با وجود بازي رائول در رئال، هواداران آتلتيكومادريد هستند.
رائول در نخستين ديدار مادريد و آتلتيكو در خط حمله مادريد، پيروزي 4 بر 3 رئال را تجربه كرد. او در آن ديدار هت تريك كرد! و رؤساي رئال مادريد را شگفت زده ساخت. او از 17 سالگي وارد رئال مادريد شده و اكنون فرزند رئال مادريد يا فرزند برنابئوي آبي لقب گرفته است. خورخه والدانو در زمان 17 سالگي رائول، مربي رئال بود.
والدانو كه اكنون مدير فني يا رئيس بخش ورزشي رئال مادريد است درباره رائول مي گويد: «با ديدن او و اشتياقش براي بازي فوتبال به ياد جوانان مشتاق آرژانتيني مي افتادم. او عالي كار مي كرد و من در تمام بازي ها به او ميدان مي دادم تا روز به روز پيشرفت كند. آينده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح مي ديدم.»
والدانو در ادامه مي گويد: «من گاهي او را وارد زمين نمي كردم و او بسيار عصبي و دلگير مي شد. سپس نزد من مي آمد و مي گفت كه اگر مي خواهي پيروز شوي مرا وارد زمين كن. من هم مي دانستم كه راست مي گويد چون به محض ورود به زمين حريف را چنان گيج مي كرد كه اگر خودش در عرض 60 دقيقه گل نمي زد، لااقل باعث گلزني هم تيم هايش مي شد اما براي اينكه ياد نگيرد به من دستور بدهد گاهي حرف او را عليرغم شكست تيم گوش نمي كردم. او بايد احترام به مربي را ياد مي گرفت.»
رائول در اين باره مي گويد: «رفتار كودكانه ام را نمي توانستم عوض كنم. هر كسي ذات خود را دارد. فوتبال هم فوتبال است. نقش من گل زدن بود و والدانو هم اين مي دانست.»
رائول مي گويد: « بله قبول دارم من در كودكي گاهي خيلي عصبي مي شدم و حتي يادم مي آيد كه چند بار در عالم كودكي خود با والدانو جنگ لفظي هم داشته ام!»
رائول 17 ساله در آن زمان كساني مثل لادروپ، بوتراگوئنو، ردوندو، چندو، هيه روي جوان! ... خيلي از بزرگان را ملاقات كرد. او در لاليگا يك گلزن تمام عيار بود تا اينكه بيش از 200 گل را به ثمر رساند تا به رائول بزرگ و فراموش نشدني تبديل شود. رائول درباره ورود فلورنتينو پرس به اتاق رياست باشگاه رئال مادريد گفت: «وقتي پرس وارد باشگاه رئال مادريد شد، خيلي از چيزها تغيير كرد. مخصوصاً وضعيت اقتصادي باشگاه كه به مراتب بهتر شد! او ثروت هنگفتي را همراه با خود وارد باشگاه مي كرد. به محض ورود او، رئال مادريد يك تور بزرگ آسيايي را براي نخستين بار تجربه كرد. ما در آن سفر پول زيادي به جيب زديم و بازيكنان كم كم متوجه شدند كه جدا از حقوقشان از راه هاي فراواني مي توانند ثروتمند شوند.
با آمدن پرس فهميدم كه پول يعني سياست و سياست يعني پول!
آسيايي ها طوري در اطراف ما حلقه مي زدند كه گويا ما از كره اي ديگر آمده ايم. جالب است كه در تور آخري كه در همين اواخر داشتيم هم وضع بر همين منوال بود، هر چند آنها پيشرفت بسيار زيادي مخصوصاً در ورزش فوتبال داشته و دارند. وقتي به پرس گفتم كه اينگونه كارها خيلي پولساز هستند، پرس خنديد و گفت: جوان خام، اين تازه قطعه اي كوچك از سمفونيك فلورنتينو پرس است. صبر كن تا تمام ستاره هاي دنيا را در كنار تو جمع كنم. من در آن زمان منظور او را نفهميدم ولي حالا خيلي خوب فهميده ام. اي كاش پرس اين كار را نمي كرد تا رئال مادريد همچنان رئال اسپانيايي ها مي ماند و ما نيز همچنان با همان انگيزه و تلاش و شور و حال فوتبال بازي مي كرديم. من بيشتر بازي خود را مديون مايكل لادروپ هستم. او بسياري از دريبل هاي حياتي و جالب را به من آموخت و من خيلي براي ياد گرفتنشان تلاش كردم. ما قبل از اينكه اين همه ستاره بخريم. 7 تا 8 كاپ قهرماني بزرگ را بالاي سر برده بوديم و اكنون در حسرت يك كاپ جزئي و كم ارزش جام حذفي، انگشت به دهان مي مانيم! ما از آن روزهاي پرفروغ و عالي و پر از شور و حال و انگيزه به شدت فاصله گرفته ايم و من دليل آن را مي دانم روح متعصب و تلاشگرانه باشگاه رئال مادريد سفر كرده است و ديگر خبري از پيرمرد افسانه اي مادريد و كركس وحشي غريزه گلزني در كوهستان سرد مادريد كه هرگز سربرنتافت نيست. حالا ديگر همه غرق در فيلم هاي تبليغاتي و ثروت هاي باد آورده اي هستند كه در هر صورت آينده آنها را در سنين بالا تضمين كرده است اما چه آينده اي بهتر از اينكه وارد اتاقشان شويد و از ديدن تالار افتخارات به خود بباليد. مرور خاطرات آميخته با فوتبال ناب بهترين تفريح دوران كهولت من خواهد بود من نه قصر مي خواهم و نه بي ام وهايي با قيمت هاي نجومي. من فقط يك ورزشگاه پر از هوادار عاشق مي خواهم و يك توپ و گلزني و ديگر هيچ!
روزي كه فهميدم موري ينتس، ردوندو و هيه رو از رئال مادريد رفتني هستند فهميدم كه پرس به راحتي آب خوردن در حال از بين بردن رئال مادريد است. رفتن هيه رو تلخ ترين فاجعه زندگي من بود و پرس را هرگز به خاطر اين خيانت هولناكش نخواهم بخشيد. خريد بكام هم در نوع خود بي نظير بود. نمي دانم چه بگويم! در هر حال او بازيكن بزرگي است اما وقتي روح فوتبال از رئال رفته بود ديگر برايم فرقي نمي كرد كه يك افريقايي گمنام به تيم ما بيايد يا يك ديويد بكام بزرگ! نه ديگر برايم فرقي نمي كرد. بكام آمده بود و هواداران ناآگاه رئال در فرودگاه مادريد جشن بدبختي و سياه روزي تيمشان را بي آنكه خود بدانند بر پا كرده بودند. بكام به خيلي از هم تيمي هاي من آموخت كه با كمي آرايش و كارهاي مردم پسند مثل عوض كردن مدل مو و عكس هاي تبليغاتي و انحرافي، مي توان قهرمان بزرگي شد و خيلي ها هم مثل او شدند و من از اين بابت براي تمام آنها كه روزي خود را سرباز رئال مادريد معرفي مي كردند و حالا حتي در سر تمرينات هم به موقع نمي آيند واقعاً متاسفم.
رائول درباره ريه ز مي گويد: «او به يك فوق ستاره در ليگ برتر تبديل خواهد شد. من به او و بازي اش ايمان كامل دارم و اميدوارم جملاتي مثل غربت و دوري از وطن و ديگر مسائل پيش پا افتاده او را در انجام وظيفه دشوارش، دلسرد نكند.
ريه ز پيام آور فوتبال ناب اسپانياست و ونگر بايد خيلي خوشحال باشد يك اسپانيايي تمام عيار را به خدمت گرفته است كه در كنار هانري جادوگر، او هم جادوگري كند!»
رائول در ادامه درباره رفتن هيه رو از رئال به سوي خاورميانه مي گويد: «خداي من چه حقارتي بالاتر از اينكه پادشاه رئال يعني هي رو، اكنون در نقطه دور افتاده و كم اهميت رو به فراموشي گذاشته باشد! هي رو وقتي با باشگاه تسويه حساب كرد، در هنگام رفتن استوكهاي خود را درآورد و به من داد و از من خواست تا هر ماه يك بار آنها را با خودم باشگاه بياورم يك دور كاملا از طرف او دور تا دور ورزشگاه را بدوم. چنين عشقي چرا بايد به سرزمين دور افتاده تبعيد شود؟! وقتي هيه رو از رئال مادريد رفت من هم فكر كردم كه رفتني هستم اما بازي هاي خوبم باعث شد از روي اجبار هم كه شده آخرين رئال مادريدي واقعي را حفظ كنند. البته كساني مثل سالگادو، كارلوس، هگله را، بورخا، كاسياس و ... هم هنوز قلبشان براي رئال مادريد زير پا له شده مي تپد اما اين تپيدن معطل تزريق يك داروي بيهوشي است تا براي هميشه از پا در آيد. اين داروي بيهوشي يك خريد ديگر مثل خريد بكام خواهد بود كه بسيار قريب الوقوع به نظر مي رسد.»
رائول درباره زيدان مي گويد: « بله، درست است او يك جادوگر، يك فوتباليست بزرگ و يك استاد تمام عيار در تمام زمينه هاي حرفه اي، اخلاق، جوانمردي و ... است اما چرا من بايد از يك فرانسوي در رئال مادريد خالي از اسپانيايي صحبت كنم؟! زيدان خيلي به رئال مادريد كمك كرده است، آنقدر كه هرگز به خود اجازه نخواهم داد، درباره اش انتقاد منفي كنم اما به من حق بدهيد كه در اين باره عصبي بشوم!»
«من هميشه گفته ام كه بكام يك بازيكن بزرگ است اما به من چه ربطي دارد كه او چگونه است؟» وقتي بكام سرگرم گرفتن عكسهاي قابل رؤيت در سن بالاي هجده سال است! رائول در كنار كودكان كم سن و سال در برنابئو و در زمين شماره 4 در حال بازي و تفريح است. او بارها در طول ماه به بيمارستانهايي كه كودكان سرطاني را نگه مي دارد سر مي زند و توپهاي امضا شده را با اشك شوق به آنها هديه مي دهد. اگر بشود شب را پيش آنها مي ماند! با توجه به چنين تفاوتهايي خيلي راحت مي شود فهميد كه چرا رائول اينگونه از ورود غريبه ها به رئال مادريد كبير، ناراحت و نگران ديده مي شود!
رائول مي گويد: «بكام توانايي هاي فيگو را ندارد و مردم به اين مسأله كاملاً واقف هستند. او سانترهاي خوبي دارد و گاهي خيلي جنگنده است اما آيا همين كافيست كه تمام ما به خاطر او و كارهاي تبليغاتي اش طي 18 روز آسيا را بگرديم و خسته و كوفته به اسپانيا و لاليگا بازگرديم؟! بكام از ترس ترور، حتي به كودكان معصوم سرطاني هم نزديك نمي شود! رائول مي گويد: «اي كاش مك منمن هنوز در رئال بود. او يك انگليسي بود اما نه مثل بكام. او فهميده بود كه هواداران رئال از ما چه مي خواهند. او هم مثل من و بعضي از قديمي ها، با تمام وجود و با تك تك سلولهاي بدنش فوتبال بازي مي كرد و هرگز در هراس از مصدوميت هاي طولاني مراقب پاهايش نبود. دلم برايش خيلي تنگ شده است.»
تيه ري هانري در باره رائول مي گويد: «نمي توانم باور كنم كه در جدول فيفا رائول در رتبه هفتم باشد و من رتبه دوم! او تاكنون بايد بارها و بارها توپ طلايي بهترين بازيكن اروپا و حتي جهان را به بالاي سر برده باشد اما تعجب مي كنم كه چرا اين همه بي مهري و كم توجه اي، شامل حال او مي شود؟ شايد به خاطر اين باشد كه او اهل تبليغات و پيگيري كارهاي اداري اش نيست! در هر حال براي او آرزوي موفقيت مي كنم.»
رائول عاشق كارهاي پا به توپ روبرتو باجو است و از او به عنوان اسطوره فوتبال اروپا و البته ايتاليا ياد مي كند. او بازيكن بسيار باهوشي است. از او مي پرسم كه از 10 نمره به خودش نمره بدهد. او مي گويد: 10 از 10. مطمئن هستم كه 10 از 10. سپس به او مي گويم كه آيا كمي خودخواهانه نمره نداده ايد؟
او مي گويد: «چرا خيلي خودخواهانه بود، به هر حال مجبوريد آن را بنويسيد!»
آيا چلسي تا مبلغ 70 ميليون پوند در جستجوي تو بوده است؟
بله، درست است. حتي حاضر بودند بيشتر از اينها بپردازند. اما آبراموويچ يك اشتباه بزرگ كرد و آن اين بود كه دست روي بازيكني گذاشته بود كه تمام زندگي اش رئال مادريد است تمام زندگي من خيلي بيشتر از 70 ميليون پوند مي ارزد و او براي خريد من بايد چند باشگاه چلسي را به پايم بريزد!
از تماشاي كدام بازي ها بيشتر لذت مي بري؟
از تماشاي لاليگا خيلي بيشتر از ساير ليگ ها لذت مي برم. خيلي دوست دارم كه فقط براي يك بار هم كه شده تماشاگر همزمان دربي مادريد باشم اما نمي شود! اما بايد اعتراف كنم كه اگر مي خواهيد از فوتبال لذت ببريد بايد بازي 2 تيم را با دقت تماشا كنيد. يكي آ.اس.رم و ديگري آرسنال! خداي من ، نمي دانم اگر اين 2 تيم روزي در فينال به هم برسند، چه خواهند كرد! بازي رايان كيگز را نيز پيگيري مي كنم. او از آن بازيكن هايي است كه عاشق فوتبال است و عاشقانه فوتبال بازي مي كند.
رائول در مورد جام جهاني و ماجراي كره جنوبي و اسپانيا مي گويد: كره اي ها فكر مي كردند چون ميزبان هستند بايد قهرمان جام جهاني شوند. آنها با داوري هاي خط داده شده بيشتر آبروي خود را بردند تا اينكه بخواهند معروف شوند. اسپانيا مي توانست به كره جنوبي 6 تا 7 گل مسلم بزند اما داوري غلط و خط داده شده ، كمر اسپانيا را شكست.